شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

امشب هوای باغ نگاهم بهاری است
واژه به واژه کار دلم بیقراری است
باران و رود و چشمه و دریا قلم شدند
برگ درخت و بال ملک دفترم شدند
بیتابم امشب و تب شعری گرفته ام
با جمع شاعران شب شعری گرفته ام
.
.
.
سعدی! نگاه کن به رخش باز جان بگیر
ازباغ های نخل علی ((بوستان )) بگیر
حافظ! بیا و شاعر این بارگاه باش
یعنی((غلام شاه جهان باش و شاه باش))
پژواک بی نهایت خورشید نور او
ای مولوی زشمس جمالش  بگو  بگو...
((شیر خدا و رستم دستانم آرزوست))
چون نام رستم آمده اینبار وقت اوست
فردوسی! از شکوه نبردش چه دیده ای
آیا شجاعت علوی را شنیده ای؟!
قطبین عالم است سر تیغ ذوالفقار
از ضربه های دستش ((لا یمکن الفرار))
نیما! برای پیرهنش شعر نو بگو
از سادگیش از نمک و نان جو بگو
اواز هجوم زخم زبان خون به دل شده
سهراب! در مسیر علی آب گل شده
قیصر! میان کوچه علی سر به زیر شد
عمر گلش بگو چقدَر زود دیر شد...

پست های مرتبط با امیرالمومنین علیه آلاف التحیة والثنا

دیگر اشعار در مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام

/ 5 نظر / 73 بازدید
روزگار رهایی

عبادت بی تولای علی هیچ نوای عشق بی نای علی هیچ اگر عمر دو صد نوحت ببخشند تمام عمر منهای علی هیچ بسیار زیبا بود

ما

سلام ما شمارا لینک کردیم شما هم اگه خواستید ما را لینک کنید وحتما یه سری به وبلاگمون بزنید وحتما برامون نظر بذارید مرسی namazeman1.persianblog.ir

مهراز

گاهی از خودم می پرسم اگر از این سرا بروم چه شوم گاهی از سر استیصال شر خود را به اوپناه می برم گاهی از این که این شده ام نا امیدم ولی مادام مهر او امید به قلبم می بارد