مولود قرآن خوان امیرالمومنین(علیه السلام)

 

عباس بن عبدالمطلب روایت کرده زمانى که على بن ابیطالب (علیه السلام ) بدنیا آمد قندانه او را به دست حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم دادند. حضرت على (علیه السلام ) به تلاوت آیات اولیه سوره مؤمنون و آیات بعدى آن پرداخت و وقتى به آیه اولئک هم الوارثون رسید رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: به خدا قسم! که اى على (علیه السلام ) تو امیر ایشان مى باشى .

 دایرة المعارف علوى ، ص 431، ج 10.

 

ان شاالله در علم و عمل مولا و مقتدایمان حضرت ابوتراب علی_علیه السلام_ باشند و شکرگزار این نعمت بسیار بزرگ ولایت حضرت امیر_علیه السلام_ باشیم...

(...وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون)


/ 3 نظر / 39 بازدید
ابراهیم ادهم

در کل تو منابع شیعی هرجور روایتی پیدا می شه... اصلاَ برای اثبات والا بودن مقام حضرت امیر چه نیازی به این جور روایت هاست؟

ابراهیم ادهم

چند تا نکته: اول اینکه داستان های قرآنی (دلالت لفظی اونها و نه ضرورتاَ دلالت معنایی) مرد قبول و توافق تمامی مسلمین هست.یعنی همگی معتقدند که اون الفاظ بر لسان رسول خدا جاری شده.پس مقایسه قرآن با اینگونه روایات قیاس مع الفارق است. دوم اینکه امکان اتفاق یه چیزه و وقوع اون یه چیز دیگه.اگر به فرض اینکه هر چیزی ممکنه تمام روایات رو قبول کنیم باید فاتحه حجت ظاهر رو خوند! در ضمن امثال حضرت عیسی برای اثبات نبوتشان به اذن خدا معجزاتی داشتند... به نظر شما دلیل اینکه علی(ع) معجزه ای -با این شباهت عجیب به معجزه عیسی (ع) داشته باشه چیه؟ در مرد نکته ای که راجع به شیخ طوسی گفتید باید بگم که شما دارید مغالطه می کنید:صدق منطقی یک گزاره از صدق اخلاقی اون منتج نمی شه.صدق اخلاقی به معنای مطابقت سخن شخص با عقیده اوست در حالی که صدق اخلاقی یعنی مطابقت با واقعیت خارجی.یعنی گرچه سخن شیخ طوسی با عقیده اش مطابقت داره ولی ممکنه مطابق واقع نباشه.با این حرف شما همه ی روایات مسند امام حنبل هم درست هستند چون او هم به شدت پرهیزگار و خداترس بود... نکته آخر :راوی روایت باید برای روایتش دلیل و سند بیاره نه من که اون رو می خونم! سعیتان م

ابراهیم ادهم

از پاسختون ممنونم. راستی بنده سند های شیخ طوسی برای این روایت رو نمی دونم...اما اصل روایت اونقدر تکان دهنده هست که ما برای باورش به بیش از یک راوی نیاز داریم.(می دونید که شیخ طوسی یه فقیه قرن چهارم و پنجمیه و باید این مسأله رو هم در نظر گرفت) البته من از شما توقع ندارم که علم رجال بدونید ولی می شه یه کم دید انتقادی و موشکافانه به این جور روایات داشت. اما در مورد محتوای روایت:از غرابت سخن گفتن علی (ع) در نوزادی که بگذریم، چطور می شود علی (ع) قبل از نزول وحی آیاتی از یک سوره ی خاص رو بخونه؟ یعنی همزمان به پیامبر وعلی (ع) وحی می شده؟ و پیامبر وحی رو تا سال ها بر مردم آشکار نکرده بوده؟ تا اونجا که من می دونم همه علما معتقدند وحی یه محدوده زمانی مشخص 23ساله داشته و الا چرا پیامبر در مواجهه اول با جبرییل اونقدر تحت تأثیر قرار گرفت؟ به نظر شما کل این روایت وسیله ای برای اثبات خلافت علی(ع) پس از پیامبر(هر چند اصل موضوع درست باشه) نیست؟