جلسه 17

نفسی علی زفراتها محبوسة / یا لیتها خرجت مع الزفرات

نمازدر قرآن وحدیث‌(فضیلت نماز )
نویسنده : fingsh - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸
 

 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : نماز، نور است.

2 ـ نماز، نور مؤمن است، نماز نورى از خداوند است.

3 ـ نماز انسان، نورى در دل اوست. پس هر کس مى خواهد، دلش را نورانى کند.

4 ـ نماز، دلیل روشن و آشکارى است.

5 ـ نماز پشت سر نماز بدون کار بیهوده در میانشان، در علّیین نوشته شود.

6 ـ آگاه باشید که نماز، خوراک مهمانى خداوند در زمین است که براى شایستگان رحمتش در هر روز پنج مرتبه، آماده و گوارایش مى سازد.

7 ـ هر چیز را زینتى است و زینت اسلام، نمازهاى پنجگانه است و هر چیز پایه اى دارد و پایه مؤمن، نماز است و براى هر چیز، چراغى است و چراغ دل مؤمن ، نمازهاى پنجگانه است.

8 ـ خداوند جلّ جلاله چیزى برتر از توحید و نماز را واجب نمى کند و اگر چیزى برتر بود، آن را بر فرشتگانش واجب مى کرد که برخى در رکوع و برخى دیگر در سجودند.

9 ـ نماز، از دستورات دین و در آن، خشنودى پروردگار جلّ جلاله نهفته و راه روشن پیامبران است.

10 ـ دینى که رکوع و سجود در آن نباشد، هیچ خیرى ندارد.

11 ـ خداوند متعال فرموده است: نماز را بین خود و بنده ام دو نیمه کرده ام و آنچه بخواهد به او مى دهم.
پس هنگامى که بنده مى گوید
: الحمد لله ربّ العالمین خداوند متعال مى گوید: بنده ام مرا ستود. و هنگامى که گفت: الرحمن الرحیم خداوند متعال مى گوید: بنده ام مرا ستایش کرد و هنگامى که گفت: مالک یوم الدین مى گوید: بنده ام مرا بزرگ داشت (یک بار فرمود: بنده ام [ امرش را ] به من واگذارد) و هنگامى که گفت: ایّاک نعبد و ایّاک نستعین مى گوید: این میان من و بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى دهم. پس هنگامى که گفت: اهدنا الصراط المستقیم مى گوید: این براى بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى هم[1].

فائده:
صاحب کتاب بزرگ جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام پس از نقل روایتهایى در فضیلت نماز مى گوید: این فضیلت، اختصاص به نمازهاى پنجگانه واجب ندارد، گرچه برخى خبرها مخصوص به آن هاست. بلکه گفته مى شود منظور هر روایتى که واژه صلاة دارد آن ها هستند؛ چون معروف و رایج بوده و جز آن ها نماز دیگرى را از بنده نمى خواهند؛ امّا دقّت در آنچه از پیشوایان رسیده که برخى صراحت هم دارند حکم مى کند در این فضیلت، میان واجب و مستحب فرقى نگذاریم و هر دو را بهترین کار بدانیم .

پانوشت

(1) در نقل تفسیر تبیان چنین آمده است: «بنده ام مرا بزرگ داشت. سپس فرمود: این براى من و بقیه براى اوست».