جلسه 17

نفسی علی زفراتها محبوسة / یا لیتها خرجت مع الزفرات

اسناد احتراق خانه وحی در کتب اهل سنت 1
نویسنده : fingsh - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩
 
عبدالعزیز نعمانی در نقد اسناد و مدارک تاریخی حاکی از به شهادت رسیدن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می‌نویسد
یکی دیگر از راویان این داستان ابن قتیبه عبدالله بن مسلم دینوری است که در کتاب الامامه و السیاسه می‌گوید:
ابوبکر درباره ی گروهی که از بیعت با او خودداری کرده و پیرامون علی گرد آمده بودند پرسید و عمر را پیش آنان فرستاد. عمر به خانه علی آمد و آنان را آواز داد ولی آنان بیرون نیامدند پس عمر هیزم خواست و گفت: سوگند به آن که جان عمر در دست اوست اگر بیرون نیایید خانه را با هر که در آن است به آتش خواهم کشید
به او گفتند: اگر فاطمه در آنجا باشد چه؟‌
گفت: حتی اگر او در آنجا باشد.
پس همه جز علی بیرون آمدند و بیعت کردند.  به نقل از: الامامه  و السیاسه ج 1،ص12
بقیه در ادامه مطلب


برخی با استناد از کتاب الامامه و السیاسه که به زعم آنان نویسنده آن ابن قتیبه دینوری که مسلک سنی داشته سعی نموده اند تا از این طریق شهادت حضرت فاطمه را به اثبات برسانند در حالی که در این استناد دو اشکال وجود دارد.
اول آنکه از روایت الامامه و السیاسه چنین بر می‌آید که عمر صرفا به تهدید بسنده نمود و مخالفان را متقاعد ساخت تا بیعت نمایند و در جهت سوزاندن خانه حضرت فاطمه و حمله به آن بانوی گرامی هیچگونه اقدامی ننمود.
دوم انکه کتاب الامامه و السیاسه تالیف ابن قتیبه دینوری نمی باشد و علما در انتساب آن به ابن قتیبه دینوری تردید دارند. (فصلنامه ندای اسلام، شماره3، مقاله فاطمه زهرا از ولادت تا افسانه شهادت ص69-70

در این نوشتار سعی داریم تا به اختصار، به بررسی ادعاهای عبدالعزیز نعمانی دباره استناد و دلالت این مدرک مهم تاریخی بپردازیم

قبل از آنکه به بررسی استناد کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه بپردازیم این نکته مهم را یادآور می‌شویم که :
ثبت و ضبط تهدید عمر مبنی بر به آتش کشیدن خانه فاطمه علیها السلام تنها به کتاب الامامه و السیاسه اختصاص نداشته و تصریحات حاکی از صحت وقوع این ماجرا را در سایر منابع معتبر مکتب خلفا نیز می توان مشاهده نمود
جالب تر آنکه این تصریحات در منابع و ماخذی مندرج می باشند که جای هیچ گونه تردیدی در انتساب آنها به نویسندگانشان وجود ندارد.
برخی از این منابع عبارتند از:
1-انساب الاشراف (تالیف :بلاذری، متوفای 279)، ج1،ص586،رقم 1184، چاپ مصر.
2-تاریخ الامم و الملوک (تالیف: طبری، متوفای 310)، ج2،ص443،چاپ بیروت.
3-العقد الفرید (تالیف: ابن عبد ربه، متوفای 328)، ج5، ص13-14، چاپ بیروت ، 1404ق (=ج3، ص64، چاپ مصر، 1353 ق.)
4-المختصر فی اخبار البشر(تالیف: ابوالفداء ، متوفای 732)، ج1، ص156، چاپ بیروت (=ج1، ص 165، چاپ مصر


همان طور که ملاحظه می فرمایید ثبت و ضبط تهدید عمر مبنی بر احراق بیت فاطمه علیها السلام تنها به کتاب الامامه و السیاسه اختصاص نداشته و با استناد به منابع فوق می توان گفت:
جای هیچ شکی در تهدید عمر مبنی بر، به آتش کشیدن خانه حضرت زهرا علیها السلام وجود ندارد و وقع این ماجرا از حوادث قطعی و تردیدناپذیر در تاریخ اسلام می باشد

کتاب الامامه و السیاسه نوشته ابن قتیبه دینوری است
این کتاب بارها با نام مولف آن یعنی ابن قتیبه دینوری، متوفای 276 در مصر و سایر کشورها به چاپ رسیده است.
علاوه بر این بسیاری از علمای اهل سنت به تالیف این کتاب توسط ابن قتیبه و صحت انتساب آن به وی تصریح نموده اند. برخی تصریحات اهل سنت به صحت انتساب کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه بدین شرح می‌باشد:‌
1-ابوبکر بن العربی در کتاب العواصم من القواصم صفحه 248
2-نجم الدین عمر بن محمد مکی مشهور به ابن فهد در کتاب اتحاف الوری باخبار ام القری ذیل حوادث سال 93 قمری.
3-قاضی ابوعبدالله تنوزی معروف به ابن شباط در کتاب الصله السمطیه فصل دوم باب 34.
4-ابن حجر هیتمی در کتاب تطهیر الجنان و اللسان صفحه 72.
5-ابن خلدون در کتاب العبر و دیوان المبتداء و الخبر معروف به تاریخ ابن خلدون جلد دوم صفحه 166.
6-تقی الدین فاسی مکی در کتاب العقد الثمین جلد ششم صفحه 72.
7-شاه سلامه الله در کتاب معرکه الاراء صفحه 126
اظهارات شخصیت های فوق که همگی از بزرگان اهل سنت می باشند موید صحت انتساب کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه می باشد

همچنین برخی از محققان معاصر عرب نیز به تالیف این کتاب توسط ابن قتیبه تصریح نموده اند.
برخی تصریحات محققان معاصر عرب به صحت انتساب کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه بدین شرح می‌باشد:‌
1-فرید و جدی در کتاب دائره المعارف القرن العشرین جلد دوم، صفحه 749 و صفحه 754 .
2-عمر رضا کحاله در کتاب معجم المولفین جلد دوم صفحه 297

مهمترین دلایل مخالفان انتساب کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه را در چهار محور می توان گردآوری نمود  ر.ک: مقاله دراسه فی کتب ابن قتیبه (تالیف : عبدالله جبوری) مجله آداب المستنصریه ش2، ص 245، مقدمه کتاب عیون الاخبار تالیف: محمد اسکندری ج1، ص25، مقدمه کتاب المعارف تالیف: ثروت عکاشه ص59.

محور اول
مولف در متن کتابش از بانویی نقل قول کرده است که در سال 92 قمری شاهد فتح اندلس بوده است و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه  سازگاری ندارد

محور دوم
مولف در متن کتابش از ابولیلی نقل قول کرده است در حالی که وی به سال 148 قمری قاضی کوفه بوده است و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه سازگاری ندارد

محور سوم
در متن کتاب آمده است که مولف آن در شهر دمشق بوده است در حالی که ابن قتیبه از شهر بغداد جز به شهر دینور نرفته است

محور چهارم
مولف در کتابش از حمله موسی بن نصیر به مراکش یاد می کند در حالی که این شهر در سال 454 قمری بنا شده است و این مطلب با سال حیات ابن قتیبه سازگاری ندارد!

پاسخ به محورهای چهارگانه
ر.ک: مقاله کتاب الامامه و السیاسه تالیف: جبرائیل جبور مجله الابحاث ش 3 سال سیزدهم ص388-389

پاسخ به محور اول
در سند نام برخی از افراد ساقط شده است چنانچه در برخی نسخه‌های کتاب عبارت ذکروا به چشم می‌خورد

پاسخ به محور دوم
روش ابن قتیبه چنین بوده است که مطالب را بی‌واسطه از ابن ابی لیلی نقل می‌نموده است چنانچه در تالیف کتاب المعارف هم همین رویه را به کار برده است

پاسخ به محور سوم
از مطالعه دقیق کتاب می توان دریافت که در آن هیچ اشاره صریحی مبنی بر اقامت مولف آن در شهر دمشق به چشم نمی‌خورد

پاسخ به محور چهارم
در چاپ سال 1331 نامی از مراکش نیامده است و تنها نام مغرب به چشم می‌خورد.
به احتمال زیاد گاینگوس، خاورشناس اسپانیایی در تشخیص قلمرو حکومت موسی بن نصیر دچار اشتباه گردیده و نام مراکش را به متن کتاب افزوده است.


آیا کتاب الامامه و السیاسه تالیف ابن حزم اندلسی، متوفای 456  است؟
وی فرقه‌هایی که به اسلام اقرار دارند را به پنج گروه تقسیم می‌کند: اهل سنت، معتزله، مرجئه، شیعه و خوارج. از دیدگاه ابن حزم همه این فرقه‌ها گمراهند جز اهل سنت که وی آنان را اهل الحق و جز ایشان را اهل البدعه می‌نامد (ر.ک: الفصل، ج2، ص106-107) ‌
جالب است که جبرائیل جبور پس از رد ادله مخالفین انتساب کتاب الامامه و السیاسه به ابن قتیبه با استناد به کتاب الذخیره فی محاسن اهل الجزیره تالیف: ابن بسام می‌نویسد:
مولف کتاب الامامه و السیاسه ابن حزم می‌باشد!
در نقد ادعای فوق به طرح یک پرسش اکتفا می‌نماییم:
چرا قاضی ابوبکربن العربی متوفای 543 که با ابن حزم معاصر بوده و آثار وی را به خوبی می‌شناخته است به صراحت کتاب الامامه و السیاسه را به ابن قتیبه نسبت داده است؟   ر.ک: العواصم من القواصم ص 245 و 248

ادامه دارد...