جلسه 17

نفسی علی زفراتها محبوسة / یا لیتها خرجت مع الزفرات

برخی اسامی صاحب الزمان
نویسنده : fingsh - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸
 

در کتاب نجم الثاقب ١٨٢ اسم برای ایشان ذکر شده که در اینجا به به ذکر چند اسم اکتفا می کنیم:

١.بقیة الله:روایت شده که چون آن حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود ٣١٣ مرد و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است " بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین‌ " آنگاه می فرماید : منم بقیة الله و حجت او و خلیفه او بر شما .  پس  بر او سلام نمی کند سلام کننده ای مگر آنکه می گوید‌: السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

٢.حجت:از القاب شایع ایشان می باشد که در بسیاری از ادعیه و اخبار به همین لقب مذکور شده اند. با اینکه در این لقب سائر  علیهم السلام شریکند و همه حجت هایند از جانب خدا ولی چنان اختصاص به آن جناب دارد که هرجا بی قرینه ذکر شود مراد ایشان است. و برخی گفته اند که لقب ایشان حجة الله به معنی غلبه و سلطنت خدا بر خلائق می باشد و نقش خاتم آن حضرت انَا حجة الله است.

بقیه در ادامه مطلب


٣.خلف و خلف صالح: مکرر در السنه ائمه علیهم السلام مذکور شده و مراد از خلف جانشین است .  و ایشان  خلف جمیع انبیا و اوصیا  پیشین و دارای جمیع علوم و صفات و خصایص و وارث مواریث الهیه آنها  می باشند. در حدیث لوح که جابر در نزد صدیقه طاهره علیها السلام دید( برای مشاهده حدیث اینجا کلیک کنید ). بعد از ذکر عسکری علیه السلام  آمده "آنگاه کامل می کنم این را به پسر او  خلف که رحمت است برای جمیع عالمیان،بر اوست کمال صفوت آدم و رفعت ادریس و سکینه نوح و حلم ابراهیم و شدت موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب" . و در حدیث مفضل مشهور است که چون آن جناب ظاهر شود تکیه کند به پشت خود به کعبه  و بفرماید: ای گروه خلایق آگاه باشید که هر که خواهد نظر کند به آدم و شیث،پس اینک منم آدم و شیث و به همین نحو ذکر نماید نوح و سام و ابراهیم و اسماعیل و موسی و شمعون و یوشع و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و سایر ائمه علیهم السلام را.

۴.شرید: مکرر به این لقب در لسان ائمه به خصوص امیرالمؤمنین و امام باقر علیهما السلام ذکر شده اند. و شرید به معنای رانده شده است یعنی هر اینه خلق منکوس که نه جنابش را شناختند و نه قدر وجود نعمتش را دانستند و نه در مقام شکرگزاری  و اداء حقش بر آمدند،بلکه پس از یأس اوایل ایشان از غلبه و تسلط بر آن جناب و قتل و قمع ذریه طاهره اخلاف ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفی و طردش از قلوب برآمدند و ادله بر اصل نبودن و نفی تولدش  اقامه نمودند و خاطر ها را از یادش محو نمودند،و خود آن حضرت به ابراهیم بن علی بن مهزیار فرمود که پدرم به من وصیت نمود که منزل نگیرم از زمین مگر جایی از آن که از همه  جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان نمودن امر خود و محکم کردن خود از مکائد اهل ضلال تا آنکه می فرماید:پدرم به من فرمود:بر تو باد ای پسر من به  ملازمتجاهای نهان اززمین و طلب کردن دورترین آن،زیرا که برای هر ولیی از اولیای خداوند تعالی دشمنی است مغالب و ضدی است منازع.

۵.غریم :از القاب خاصه آن حضرت است و در اخبار اطلاق آن بر آن حضرت شایع است. و غریم به معنی طلبکار و هم به معنی بدهکار،و در اینجا ظاهرا به معنی اول است.و در این لقب مثل غلام در تعبیر از آن حضرت از روی تقیه بوده که چون شیعیان می خواستند مالی نزد آن حضرت و وکلایش بفرستند یا وصیت کنند یا از جانب جنابش مطالبه کنند به این لقب می خواندند و از غالب ارباب زرع و تجارت و حرفه و صناعت  طلبکار بود ...

و علامه مجلسی فرموده: ممکن است غریم  به معنی بدهکار باشد و نام بردن از آن حضرت به این نام از جهت تشبه آن جناب باشد به شخص مدیون که خود را مخفی می کند از مردم به علت دیون خود یا آنکه چون مردم آن حضرت را طلب می کنند که اخذ علوم و شرایع از حضرتش نمایند آن جناب می گریزد از ایشان به جهت تقیه پس آن حضرت غریم مستتر است.صلوات الله علیه.

 

۶.قائم: یعنی پر پا شونده در فرمان حق تعالی چه آن حضرت پیوسته در شب و روز مهیای فرمان الهی است که به محض اشاره ظهور فرماید و روایت شده که آن حضرت را قائم نامیدند برای آنکه قیام به حق خواهد نمود. و درروایت صقر بن ابی دلف که به حضرت امام محمد تقی علیه السلام عرض کردم که چرا آن جناب را قائم نامیده اند؟ فرمود : برایآنکه به امامت اقامت خواهد کرد بعد از خاموش شدن ذکر او و مرتد شدن اکثر آنها که قائل به امامت آن حضرت بودند. و از ابو حمزه ثمالی مروی است که گفت: سؤال کردم از امام محمد باقر علیه السلام که یابن رسول الله! آیا همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: بلی همه قائم به حقیم،گفتم : پس چگونه حضرت صاحب الامر علیه السلام را قائم نامیدند؟ فرمود که چون جدم حضرت امام حسین علیه السلام شهید شد ملائکه در درگاه الهی صدای گریه و ناله بلند کردند و گفتند ای خداوند و سید ما آیا غافل می شوی از قتل برگزیده خود و فرزند پیغمبر پسندیده خود و بهترین خلق خود پس حق تعالی وحی کرد به سوی ایشان که ای ملائکه من ! قرار گیرید قسم به عزت و جلال خود که هر آینه انتقام خواهم کشید از ایشان هر چند بعداز زمان ها باشد، پس حق تعالی حجاب ها را برداشت و نور امامان از فرزند حسین را به ایشان نمود و ملائکه به آن شاد شدند پس یکی ازآن انوار را دیدند که در میان آنها ایستاده بود به نماز مشغول بود حق تعالی فرمود که با این ایستاده از ایشان انتقام خواهم کشید.

٧.م ح م د : اسم اصلی و نام اولی الهی آن حضرت است چنانچه در اخبار متواتره خاصه و عامه است که رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود که مهدی همنام من است و در خبر لوح مستفیض اسم آن حضرت به این نحو ضبط شده ابوالقاسم محمد بن الحسن هو حجة الله القائم. لکن مخفی نماند که به مقتضای اخبار کثیره معتبره حرمت بردن این اسم مبارک است در مجالس و محافل تا ظهور موفورالسرور آن حضرت و این حکم از خصایص آن حضرت و مسلم در نزد قدمای امامیه از فقها و متکلمین و محدثین است حتی آنکه از کلام شیخ اقدم حسن بن موسی نوبختی ظاهر میشود که این حکم از خصایص مذهب امامیه است و از احدی از ایشان خلافی نقل نشده تا عهد خواجه نصیر الدین طوسی که آن مرحوم قائل به جواز شدند و بعد از ایشان ازکسی نقل خلاف نشده جز از صاحب کشف الغمه، و در عصر شیخ بهایی این مسئله نظری شد و در میان فضلا ، محل تشاجر شد تا آنکه در رساله منفرده تألیف شد مانند( شرعة التسمیة )‌ محقق داماد و رساله (‌ تحریم التسمیة ) شیخ سلیمان ماخوری و ( کشف التعمیه‌) شیخ حر عاملی (رض)‌ و ... و تفصیل آن در نجم الثاقب است.  

٨.مهدی‌:‌که اشهر اسماء و القاب آن حضرت است در نزد جمیع فرق اسلامیه.

٩.منتَظَر: یعنی انتظار برده شده که همه خلایق منتظر مقدم مبارک اویند.

 

١٠.ماء معین:یعنی آب ظاهر جاری بر روی زمین در کمال الدین و غیبت شیخ مروی است از حضرت باقر علیه السلام که فرمود در آیه شریفه "قل ارایتم اِن اصبح ماؤکم غورا فمن یاتیکم بماء معین" (خبر دهید که اگر آب شما فرو رفت در زمین پس کیست که بیاورد برای شما آب روان) پس فرمودند: این آیه  نازل شده در قائم علیه السلام. می فرماید خداوند،اگر امام شما غایب شد از شما که نمی دانید او در کجاست پس کیست که بیاورد برای شما امام ظاهری که بیاورد برای شما اخبار آسمان و زمین و حلال خداوند عز و جل و حرام او را آنگاه فرمود نیامده تاویل این آیه و قریب به این مضمون چند خبر دیگر در آنجا و در غیبت نعمانی و در تاویل الآیات است. و وجه مشابهت آن جناب به آب که سبب حبات هر چیزی است ظاهر است بلکه آن حیاتی که به سبب آن وجود معظم آمده و می آید به چندین رتبه اعلی و اتمّ و اشدّ و ادوم از حیاتی است که آب آورد بلکه حیات خود آب از آن جناب است و در کمال الدین مروی است از جناب باقر علیه السلام که فرمود در آیه شریفه " اعلموا انّ الله یحی الارض بعد موتها " بدانید که خدا زنده می کند زمین را بعد از مردنش. فرمود خداوند زنده می کند به سبب قائم علیه السلام زمین را بعد از مردنش به سبب کفر اهلش و کافر مرده است و به روایت شیخ طوسی در آیه مذکوره خداوند اصلاح می کند زمین را به قائم آل محمد علیه السلام بعد از مردنش یعنی بعد از جور اهل مملکتش.