جلسه 17

نفسی علی زفراتها محبوسة / یا لیتها خرجت مع الزفرات

حدیثی درباره تأویل نماز از امیرالمومنین علیه السلام
نویسنده : fingsh - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱
 

متن حدیث:روى جابر بن عبد الله الانصاری قال: کنت مع مولانا أمیر المؤمنین (علیه السلام)، فرأى رجلا قائما یصلی، فقال له: (یا هذا اتعرف تأویل الصلاة)، فقال: یا مولای وهل للصلاة تأویل غیر العبادة ؟ فقال: (إی والذی بعث محمدا (صلى الله علیه وآله) بالنبوة، ما بعث الله نبیه بأمر من الامور الا وله تشابه، وتأویل، وتنزیل، وکل ذلک یدل على التعبد)، فقال له: علمنی ما هو یا مولای ؟ فقال: (تأویل تکبیرتک الاولى إلى احرامک، ان تخطر فی نفسک إذا قلت الله أکبر من أن یوصف بقیام أو قعود، وفی الثانیة: أن یوصف بحرکة أو جمود، وفی الثالثة: أن یوصف بجسم، أو یشبه بشبه، أو یقاس بقیاس، وتخطر فی الرابعة: ان تحله الاعراض، أو تؤلمه الامراض، وتخطر فی الخامسة: أن یوصف بجوهر، أو عرض، أو یحل شیئا، أو یحل فیه شئ، وتخطر فی السادسة: ان یجوز علیه ما یجوز على المحدثین من الزوال، والانتقال، والتغیر من حال إلى حال، وتخطر فی السابعة: أن تحله الحواس الخمس. ثم تأویل مد عنقک فی الرکوع، تخطر فی نفسک: آمنت بک ولو ضربت عنقی. ثم تأویل رفع رأسک من الرکوع، إذا قلت: سمع الله لمن حمده، الحمد لله رب العالمین، تأویله: الذی اخرجنی من العدم إلى الوجود، وتأویل السجدة الاولى: ان تخطر فی نفسک وأنت ساجد: منها خلقتنی، ورفع رأسک تأویله ومنها اخرجتنی، والسجدة الثانیة: وفیها تعیدنی، ورفع رأسک تخطر بقلبک ومنها تخرجنی تارة أخرى. وتأویل قعودک على جانبک الایسر، ورفع رجلک الیمنى، وطرحک على الیسرى تخطر بقلبک: اللهم أنی أقمت الحق، وامت الباطل، وتأویل تشهدک: تجدید الایمان، ومعاودة الاسلام، والاقرار بالبعث بعد الموت، وتأویل قراءة التحیات: تمجید الرب سبحانه، وتعظیمه عما قال الظالمون، ونعته الملحدون. وتأویل قولک: السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته: ترحم عن الله سبحانه، فمعناها هذه أمان لکم من عذاب یوم القیامة. ثم قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): من لم یعلم تأویل صلاته هکذا، فهی خداج أی ناقصة

ترجمه: از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است: با مولایم امیرالمومنین بودم که مردی را دید که نماز می خواند، به او فرمودند آیا تاویل نماز خود را می دانی؟ عرض کرد مگر برای نمار تاویلی جز عبادت وجود  دارد؟!حضرت فرمود قسم به آن که محمد را مبعوث گردانید خداوند پیامبرش را برای هیچ امری از امور مبعوث نگردانید مگر آن که برای آن تشابه و تاویل و تنزیل است.و همه آنها به بندگی خدواند راهنمایی می کنند.گفت آن را به من بیاموزید مولای من،

فرمود: تکبیر اول تو: در دلت چنین می آید که خداوند بزرگتر از آن است که به برخواستن و نشستن در آید.

تکبیر دوم تو: خداوند بزرگتر از آن است که به حرکت و سکون در آید.

تکبیر سوم تو:  خداوند بزرگتر از آن است که به جسمانیت وصف شود و به چیزی شبیه گردد و با چیزی مقایسه گردد.

تکبیر چهارم تو:  خداوند بزرگتر از آن است که چیزی بر او عارض شود یا به مرضی دچار گردد.

تکبیر پنجم تو:  خداوند بزرگتر از آن است که به جوهر و عرض وصف گردد یا در چیزی حلول کند یا چیزی در او حلول نماید.

تکبیر ششم تو:  که خداوند بزرگتر از آن است که بر او گفتن مواردی که درباره متغیرهای عالم و احداث شده ها و چیزهایی که از حالی به حال دیگر دگرگون می شوند، گفته می شود،  مجاز باشد.

تکبیر هفتم تو: خداوند بزرگتر از آن است (منزه است)که به حواس پنج گانه یافت شود.

سپس تاویل کشیدن گردنت در رکوع این است که به تو ایمان آوردم اگرچه گردنم را بزنی.

آنگاه که ا رکوع بر می خیزی و عبارت سمع الله لمن حمده الحمد لله رب العالمین را می گویی تاویلش آن است که کسی که مرا از عدم به وجود آورد.

و تاویل سجده اول این است که در حال رکوع در دلت خطور کند که از این خاک مرا آفریدی، و تاویل سر برداشتن آن است که از خاک مرا بیرون آوردی، سجده دوم آن است که دوباره به خاک بر می گردم و تاویل سربرداشتن دوباره این است که بار دیگر از خاک بیرون خواهم آمد.

و تاویل بر قسمت چپ بدن نشستن و پای راست را روی پای چپ قرار دادن آن است که خدایا من حق را اقامه کردم و باطل را دور نمودم.

و تاویل تشهدت تجدید ایمان و اقرار به برانگیخته شده بعد از مرگ می باشد.و تاویل خواندن سلام ها تمجید خداوند سبحان و تعظیم او از هر آنچه ظالمان وگمراهان درباره او می گویند است و تاویل سخنت السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته،این عبارت رحمت از جانب خدواند سبحان است و معنایش امانی برای شما از عذاب قیامت است. سپس حضرت فرمود هر کس تاویل نمازش را نداند، پس آن نماز ناقص است.