جلسه 17

نفسی علی زفراتها محبوسة / یا لیتها خرجت مع الزفرات

تفسیر
نویسنده : fingsh - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢
 

سلام

تفسیر آیات ۴٠ تا ۴٨ سوره بقره:http://up.iranblog.ir/4/1260723379.doc


تفسیر آیات 40 تا 48 سوره بقره:

بخش امامت- جلد هفتم بحار الانوار    ج‏4    217    بخش ششم برترى ائمه علیهم السلام از انبیا و تمام مردم و پیمان گرفتن براى آنها از ملائکه و سایر مردم و پیامبران اولو العزم باین مرتبه نرسیدند مگر بواسطه محبت آنها .....  ص : 199

تفسیر منسوب بامام: یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ.

امام فرمود خداوند میفرماید یا بَنِی إِسْرائِیلَ منظور فرزندان یعقوب هستند چون او اسرائیل اللَّه بود اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ یاد آورید نعمتى را که بشما ارزانى داشتم هنگامى که محمّد را مبعوث نمودم و او را در شهر شما قرار دادم و بزحمت کوچ و سفر مبتلا نکردم.

* دلائل و علامات نبوت او را آشکارا نمودم تا موجب اشتباه و تردید براى شما نشود.

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی وفا کنید بعهد من آن عهدى که از گذشتگان شما براى انبیاء گرفتم و بآنها دستور دادم که این عهد را ببازماندگان خود گوشزد کنند تا ایمان بیاورند بمحمد عربى و قرشى هاشمى که داراى نشانه‏هاى آشکار و معجزات زیادى است از آن جمله ران مسموم با او سخن گفت و گرگ بسخن با او پرداخت و چوب منبر ناله کرد برایش غذاى کم را خدا برایش زیاد کرد و سنگهاى سخت بر او نرم گردید و آب روان برایش سخت شد هیچ پیامبرى را با معجزه‏اى تائید نکرد مگر اینکه براى او نیز مانند آن را داد.

یکى از بزرگترین نشانه‏هاى او على بن ابى طالب است دوست مهربان و رفیق عزیزش که عقلش از عقل او و علمش از علم او و حکمتش از حکمت او دین را با شمشیر قاطع خود یارى کرد بعد از آنکه بهانه مخالفین را بوسیله استدلال محکم و علم عالى و فضل کامل خود قطع نمود أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وفا خواهم کرد به پیمان شما که با آن لازم نموده‏ام براى شما نعمت‏هاى ابدى را در پایگاه کرامت و جایگاه لطف و رحمت.

وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ از من بترسید در مورد مخالفت با محمّد زیرا من قدرت‏ دارم بلا را برطرف کنم از کسى که با شما دشمنى ورزد و از راه موافقت با او و آنها قادر بجلوگیرى از انتقام من از شما نیستند موقعى که سر مخالفت بامرا داشته باشید.

احتجاجات- جلد چهارم بحار الانوار    ج‏1    7    بخش اول احتجاج خداوند تبارک و تعالى با صاحبان مذاهب و ادیان مختلف در قرآن کریم .....  ص : 6

 در مورد آیه وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا از حضرت باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: حى بن اخطب و کعب بن اشرف و چند نفر دیگر از یهود که از طریق یهودان زندگى خود را میگذراندند و هر ساله مقررى از آنها دریافت مى‏نمودند نمى‏خواستند با اعتراف به نبوت حضرت محمد صلى الله علیه و آله مقررى خود را از بین ببرند به همین جهت آیاتى که در تورات راجع به مشخصات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بوده تغییر دادند.

بخش امامت- جلد هفتم بحار الانوار    ج‏2    325    بخش شصت و هفتم جوامع تأویل آنچه در باره ائمه علیهم السلام نازل شده .....  ص : 260

 تفسیر امام: وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ امام علیه السّلام فرمود که خداوند به یهودان میفرماید: آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ ایمان آورید به آنچه نازل کرده‏ام به محمّد که عبارت است از نبوت او و امامت برادرش علی و عترت پاکش مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ این مطلب در کتاب خود شما نیز هست که محمّد پیامبر خدا سرور جهانیان از گذشته و آینده است و او تقویت مى‏شود به بهترین اوصیاء و جانشین خدا مشکل‏گشاى این امت و درب شهر علم و جانشین پیامبر خداى رحیم.

وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی معامله نکنید آیاتى را که در باره نبوت محمّد و امامت علی نازل کرده‏ام: ثَمَناً قَلِیلًا بابهاى بى‏ارزشى که منکر نبوت پیامبر و امامت علی شوید و با مبلغى بى‏ارزش از مال دنیا مبادله کنید گرچه آن مال زیاد هم باشد فانى و زودگذر و نابودشونده است.

بعد مى‏فرماید: وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ از من بهراسید در مورد کتمان امر محمّد و وصى او اگر پرهیز نکنید هرگز شما را رها نخواهیم نمود راجع به نبوت پیامبر و امامت علی زیرا حجت و دلیل بر شما لازم و ثابت شد و بسیار واضح و آشکار است که دیگر جاى بهانه و عذرى باقى نمى‏گذارد. یهودان مدینه منکر نبوت حضرت محمّد شدند و باو خیانت کردند گفتند ما مى‏دانیم محمّد پیامبر است و علی وصى اوست ولى تو آن محمّد و علی این شخص نیست.

خداوند لباس و کفشهاى آنها را که در تن داشتند بسخن در آورد که با صاحب خود گفتند دروغ مى‏گوئى دشمن خدا! آن محمّد که پیامبر است همین شخص است و علی که وصى اوست نیز همین مرد است اگر بما اجازه دهند شما را چنان بهم میمالیم و فشار مى‏دهیم تا کشته شوید.

پیامبر اکرم فرمود: خداوند آنها را مهلت داده چون مى‏داند از صلب ایشان فرزندانى پاک و مؤمن بوجود خواهد آمد اگر جدا شده بودند از این فرزندان خداوند آنها را عذابى دردناک میکرد کسى عجله در کیفر میکند که از فوت و از دست رفتن مجرم بترسد.

احتجاجات- جلد چهارم بحار الانوار    ج‏1    307    بخش دوم احتجاج پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بر یهود در باره مسائل مختلف .....  ص : 283

آیه وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ.  وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ.  أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.  وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ.  الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ  یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمِینَ.  وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ  وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فِی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ.

امام (ع) فرمود خداوند با این آیات یهود را مخاطب قرار داده که حق را با باطل مى‏آمیختند آنها معتقدند که محمد پیامبر است و على نیز وصى اوست اما پانصد سال دیگر خواهد آمد فرمود شما قبول دارید که تورات حاکم بین ما و شما باشد گفتند آرى.

تورات را آوردند و شروع به خواندن آن نمودند بر خلاف مطالبى که در آن وجود داشت خداوند طومارى که در دست خواننده بود برگرداند و زیر و رو کرد مقدارى در دست یکى و بقیه در دست دیگرى و به صورت اژدهائى درآمد که دو سر داشت و هر سر آن اژدها دست راست یکى از آنها را گرفت شروع کرد به تکه تکه کردن دست او آن دو مرد فریاد و ناله مى‏کردند. طومارهاى دیگرى نیز وجود داشت که به زبان آمده گفتند باید این عذاب را بکشید تا وقتى که آنچه در باره امتیازات محمد (ص) و وصى او على بن ابى طالب در تورات وجود دارد درست بخوانید.

در این موقع شروع به خواندن تورات بصورت صحیح کردند و ایمان به پیامبر و اعتقاد به امامت على بن ابى طالب (ع) نمودند خداوند فرمود لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ به این صورت که اقرار به محمد و على علیهما السلام از یک جهت بیاورید و از جهت دیگر کتمان کنید وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ اما نبوت و امامت این محمد و على (ع) را منکرید و شما خود مى‏دانید که کتمان مى‏کنید و مخالف علوم و عقول خود هستید وقتى خداوند اخبار شما را حجت قرار داده اما شما منکر مى‏شوید او هرگز حجت خویش را از بین نمى‏برد و با دلائل دیگرى آنها را در میان خلق به پا مى‏دارد شما نمى‏توانید بر خداوند پیروز و غالب شوید. (1) سپس خداوند به گروهى از یهودان منافق که زالووار اموال فقراء را به خود مى‏کشند و مال اغنیاء را مى‏خورند آنها که امر به معروف مى‏کنند ولى خود انجام نمى‏دهند و از کار بد باز مى‏دارند ولى خود مرتکب آن مى‏شوند فرموده است أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ مردم را امر به صدقه دادن و رد امانت مى‏کنید وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ و آنچه مى‏گوئید انجام نمى‏دهید وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ منظور خواندن تورات است که امر به کار نیک مى‏کند و از زشتیها باز مى‏دارد و کیفر متمردین را بیان مى‏نماید و شرافت و شخصیت اطاعت‏کنندگان را بازگو مى‏کند أَ فَلا تَعْقِلُونَ شما اندیشه و عقل ندارید که چه عذابى در انتظار کسانى است که امر کنند و خود انجام ندهند و باز دارند از کارى که خود انجام مى‏دهند اینان گروهى از رؤساى یهود بودند که اموال بیت المال و صدقات را به خود اختصاص مى‏دادند و به نفع خویش ضبط مى‏کردند بعد خدمت پیامبر اکرم (ص) رسیدند در حالى که نادان مردم خود را علیه پیامبر صلى الله علیه و آله به جسارت واداشته بودند که مى‏گفتند محمد (ص) از حد خود تجاوز نموده و ادعاى بیجا مى‏نماید. همه خدمت پیامبر اکرم (ص) رسیدند و عوام آنها تصمیم داشتند که به پیامبر (ص) حمله نمایند و او را بکشند گر چه آن جناب میان اصحاب و یاران خود باشند و باکى از آینده نداشته باشند وقتى حضور یافتند رؤساى یهود شروع به صحبت کردند با اینکه قرار داشتند موقعى که حضرت محمد (ص) را مغلوب نمودند شمشیر به روى او بکشند.

گفتند تو مدعى هستى که پیامبرى، مانند موسى و سایر انبیاى پیشین؟ و پیامبر اکرم (ص) فرمود: اما ادعاى پیامبرى درست است اما اینکه بگویم من نظیر موسى و انبیاء هستم این را نمى‏گویم. مقام و موقعیتى که خداوند به من ارزانى داشته کوچک نمى‏کنم. خداوند عزیز مى‏فرماید برترى تو اى محمد بر سایر پیامبران و مرسلین و ملائکه و

مقربین مانند برترى من است که من پروردگار جهانیانم بر تمام جهانیان همین سخن را خداوند به موسى فرمود وقتى او گمان مى‏کرد بر تمام جهانیان برترى دارد. (1) یهودیان از این جملات به خشم آمدند و تصمیم گرفتند که پیامبر اکرم (ص) را بکشند و خواستند شمشیرهاى خود را از نیام بکشند تمام آنها متوجه شدند که دستهایشان مثل اینکه از پشت بسته شده و خشک است که قدرت حرکت دادن آن را ندارند متحیر ماندند.

پیامبر اکرم (ص) فرمود ناراحت نباشید خداوند تصمیم خوبى در باره شما دارد نگذاشت که به دوست او حمله کنید و شما را مجبور کرد که استدلال او را در باره نبوت حضرت محمد و وصى او على بن ابى طالب (ع) گوش دهید.

سپس پیامبر اکرم (ص) رو به یهودان نموده فرمود اى مردم یهود این رؤساى شما کافرند و اموال شما را مى‏بلعند و حقوق شما را نمى‏دهند و ستم به شما روا داشته‏اند در اموالى که به خود اختصاص داده‏اند پایین و بالا مى‏برند.

رؤساى یهودان گفتند اینک استدلال بر ادعاى خود بنما در مورد نبوت خویش و وصایت على (ع) برادرت این ادعاها بیخود است که هم کیشان ما را علیه ما مى‏شورانى.

پیامبر اکرم (ص) فرمود اما خداوند عزیز اجازه داده که من حاضر نمایم آن اموالى را که شما به این مردم ضعیف خیانت کرده‏اید و همچنین صورت حسابهائى که ترتیب داده‏اید و در آن صورت حسابها حق اینها را را به نفع خویش ضبط نموده‏اید حاضر شود و اعضاى آنها گواهى دهد به این عمل و هم اعضاى شما سخن از این ظلم افشاء کند.

در این موقع پیامبر اکرم (ص) فرمود این فرشته‏ها خداى عزیز کلیه اموالى که اینها به نفع خویش ضبط نموده و به مردم عوام ستم روا داشته‏اند حاضر کنید. کیسه‏هاى زر و سیم و لباسها و حیوانات و انواع مختلف از اموال از بالا سرازیر شدند و در مقابل ایشان صف کشیدند.

فرمود پیامبر اکرم (ص) صورت حسابهاى آنها را بیاورید که در آن صورت حساب‏ها اینها مغالطه نموده و حق این بیچارگان را به خویش اختصاص داده‏اند در این موقع طومارهائى آمد و روى زمین قرار گرفت فرمود این طومارها را بردارید. وقتى برداشتند نوشته شده بود نصیب و حق فلان کس فلان مبلغ است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود اى فرشتگان خدا زیر اسم هر کس مقدارى که از او به سرقت گرفته‏اند و به او ستم روا داشته‏اند بنویسید. مشاهده کردند به خط آشکار نوشته شد نصیب و حق فلان کس فلان مبلغ است. متوجه شدند که به آنها ده برابر خیانت شده است که حقشان را نداده‏اند. (1) پیامبر اکرم (ص) فرمود اى ملائکه خدا اموالى که حق این مردم است جدا کنید تا به هر کس حق خود او داده شود اموال از هم جدا شد و تا به همان مقدارى که در صورت حسابها نوشته شد کنار قرار گرفت و معلوم شد این مبلغ مقدار را به سرقت برده و به خود اختصاص داده‏اند. پیامبر اکرم (ص) به هر کدام از عوام حضور داشتند حق آنها را پرداخت و آنها که نبودند برایشان فرستاد و کسانى که فوت شده بودند به ورثه آنها پرداخت. خداوند رؤساى یهود را بین مردم رسوا نمود ولى شقاوت بر بعضى از آن رؤسا و مردم مستولى گردید و عده‏اى را هم خداوند توفیق هدایت بخشید.

آنهائى که تصمیم اسلام آوردن گرفتند به پیامبر (ص) عرض کردند ما گواهى مى‏دهیم که شما برترین پیامبران و وصیت على بن ابى طالب علیهما السلام برترین اوصیاء است اینک خداوند ما را به گناهانمان رسوا نمود اما اگر توبه کنیم و دست از هر چه ستم به مردم نموده‏ایم برداریم آینده ما چگونه خواهد بود؟

فرمود شما با ما در بهشت رفیق خواهید شد و برادر ما در دین و آئین خدا هستید این مردم نیز رسوائى شما را فراموش خواهند کرد بطورى که یاد یکى از آنها نخواهد آمد.

گفتند ما گواهى به یکتایى خدا که شریکى ندارد مى‏دهیم و به رسالت و برگزیدگى و عظمت شما و اینکه على برادر شما وزیر و نگهبان دین و نائب و جانشین شما است و او نسبت به شما همچون هارون است نسبت به موسى جز مرتبه پیامبرى که بعد از شما پیامبرى نخواهد بود پیامبر اکرم (ص) فرمود اینک رستگار شدید.

بعد خداوند در این آیه مى‏فرماید یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ که موسى و هارون را براى اجداد شما به نبوت فرستادم تا بشارت به ظهور حضرت محمد (ص) و نبوت او و وصایت على (ع) و امامان از عترت پاکش بدهند و پیمان‏ها و عهدهائى در این مورد از شما گرفتم که اگر به آنها وفا کنید در بهشت برین فرمانفرما خواهید بود. استحقاق لطف و محبت خدا را خواهید داشت وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمِینَ و شما را بر جهانیان برترى بخشیدم یعنى اجداد شما را برترى بخشیدم هم از نظر دین و هم از نظر دنیا.

اما برترى دینى آنها بواسطه آن بود که ولایت حضرت محمد و على علیهما السلام و آل‏ آنها را پذیرفتند و اما در دنیا به اینکه ابر بر سر آنها سایه افکند و خداوند براى آنها مرغ بریان و ترنجبین را از آسمان نازل نمود و از یک سنگ آب خوشگوار مى‏نوشیدند و دریا را براى آنها شکافت و آنها نجات یافتند و دشمنانشان غرق گردیدند آنها را بدین وسیله بر اهل زمانشان برترى بخشید آن کسانى که مخالف عقیده ایشان بودند و انحراف داشتند.

سپس خداوند به آنها فرمود وقتى چنین کارى را نسبت به اجداد شما انجام داده باشم بواسطه پذیرفتن ولایت محمد (ص) پس شایسته است که شما را بیشتر فضیلت دهم که به عهد و پیمان خود وفا کرده‏اید بعد مى‏فرماید وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً یعنى بپرهیزید از روزى که هیچ کس نمى‏تواند جلو عذابى که به دیگرى خواهد رسید هنگام مرگ بگیرد وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ و نه شفاعت او پذیرفته مى‏شود در تاخیر مرگ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ و نه از او پذیرفته مى‏شود که دیگرى را براى مرگ معرفى نماید به جاى او.

امام صادق (ع) فرمود این جریان هنگام مرگ است که شفاعت و فدا قبول نمى‏شود اما در قیامت ما و خانواده‏مان تمام گرفتاریهاى شیعیانمان را برطرف مى‏کنیم.

عن أبی عبد الله (علیه السلام)، فی قول الله عز و جل: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ. قال: «الصبر: الصیام».

و قال: «إذا نزلت بالرجل النازلة الشدیدة فلیصم، فإن الله عز و جل یقول: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ یعنی الصیام».

 عن مسمع، قال: قال أبو عبد الله (علیه السلام): «یا مسمع، ما یمنع أحدکم إذا دخل علیه غم من غموم الدنیا أن یتوضأ، ثم یدخل مسجده فیرکع رکعتین فیدعو الله فیهما؟ أما سمعت الله یقول: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ».

عن أبی عبد الله (علیه السلام)، فی قوله تعالى: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ.  قال: «الصبر: هو الصوم».

 عن الباقر (علیه السلام)  فی قوله: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ «الخاشع: الذلیل فی صلاته المقبل علیها، یعنی رسول الله و أمیر المؤمنین (علیهما السلام)».

عن أمیر المؤمنین (علیه السلام)، فی قوله تعالى: الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ «یعنی یوقنون أنهم یبعثون و یحشرون و یحاسبون، و یجزون بالثواب و العقاب، و الظن ها هنا الیقین».

رسول الله (صلى الله علیه و آله) یقول: «أنا عبد الله اسمی أحمد، و أنا عبد الله اسمی إسرائیل، فما أمره فقد أمرنی، و ما عناه فقد عنانی».

فی مصباح الشریعة قال الصادق علیه السلام من لم ینسلخ من هواجسه «1» و لم یتخلص من آفات نفسه و شهواتها، و لم یهزم الشیطان و لم یدخل فی کنف الله تعالى و توحیده و أمان عصمته لا یصلح له الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر لأنه إذا لم یکن بهذه الصفة فکلما أظهر [امرا] یکون حجة علیه، و لا ینتفع الناس به، قال الله تعالى:

أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ و یقال له یا خائن أ تطالب خلقی بما خنت به نفسک، و أرخیت عنه عنانک؟